|
دوستانه لبیک یا خامنه ای
| ||
|
گفتم : مادر ! گفت : جانم ♥ گفتم : درد دارم ! گفت : بجانم گفتم : خسته ام ! گفت... : پریشانم گفتم : گرسنه ام ! گفت : بخور از سهمِ نانم گفتم : کجا بخوابم ! گفت : روی چشمانم
برای مادر........ واسه اینکه دیوارش از همه کوتاهتره!! برای مادر........ بخاطر اینکه از سلامتیش برای سلامتی بچه هاش همیشه گذشته مامان جونم امروز صبح یه دل سیر تو بغلت گریه کردم توی امن ترین جای دنیا... از خدا میخوام هیچ وقت غم نداشته باشی حداقل من باعث غمت نباشم
خدایا همه چیزو ازم بگیر اما این نعمت رو ازم نگیر....
مامان جونم شاید هیچ وقت اینو نخونی شایدم بخونی نمیدونم ولی واسم دعا کن که اگه دعات نباشه منم نیستم...
مادرم... عشقم.... همه ی زندگیم....دوستت دارم [ شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 ] [ 17:58 ] [ فائزه خراسانی ]
خدا را گفتم بیا جهان را قسمت کنیم:
آسمان برای من ابرهایش برای تو دریا برای من موج هایش برای تو ماه برای من خورشید برای تو خدا خندید و گفت : تو بندگی کن و انسان باش همه دنیا برای تو من هم برای تو ..... [ پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1391 ] [ 17:35 ] [ فائزه خراسانی ]
نمازم را قضا کرده تماشا کردنت ای ماه بماند بین ما این رازها بینی و بین الله! من استغفار کردم از نگاه تو نمی دانم اجابت می شود این توبه کردن های با اکراه برای من نگاه تو فقط مانند آن لحظه است همان لحظه که بیتی ناگهانی می رسد از راه ...و شاید من سر از کاخ عزیزی در می آوردم اگر تشخیص می دادم چو یوسف راه را از چاه
سید حمیدرضا برقعی [ جمعه یکم اردیبهشت 1391 ] [ 17:48 ] [ فائزه خراسانی ]
بغض هایت را برای خودت نگه دار، گاهی سبک نشوی سنگین تری ...
دلم خیلی گرفته....نمیدونم چرا!
[ دوشنبه بیست و یکم فروردین 1391 ] [ 18:0 ] [ فائزه خراسانی ]
حضرت حیدر به نام فاطمه حساس بود
خلقت از روز ازل مدیون عطر یاس بود
ای که بستی ره به زهرا در میان کوچه ها
گردنت را می شکست آنجا اگر عباس بود
[ دوشنبه چهاردهم فروردین 1391 ] [ 19:11 ] [ فائزه خراسانی ]
دستانم بوی گل می داد مرا گرفتند به جرم چیدن گل به کویر تبعیدم کردند و یک نفر نگفت شاید گلی کاشته باشد...... سینا به منش
اینم از اولین پست سال ۹۱ [ دوشنبه هفتم فروردین 1391 ] [ 10:41 ] [ فائزه خراسانی ]
چهار و نيم صبح مكه بوديم. ديشب هشت و نيم از مدينه راه افتاديم. ماشين يك اتوبوس بود كه سقفش را برداشته بودند. لباس احرام را از مدينه پوشيده بوديم. و مراسم مسجد و بعد سوار شدن و آمدن و آمدن. سقف آسمان بر سر و ستارهها چه پايين، و آسمان عجب نزديك. و من هيچ شبي چنان بيدار نبودهام و چنان هشيار به هيچي زير سقف آن آسمان و آن ابديت، هر چه شعر كه از برداشتم خواندم ـ به زمزمهاي براي خويش ـ و هر چه دقيقتر كه توانستم در خود نگريستم تا سپيده دميد. و ديدم كه تنها «خسي» است و به «ميقات» آمده است و نه «كسي» و به «ميعادي». و ديدم كه «وقت» ابديت است، يعني اقيانوس زمان. و «ميقات» در هر لحظهاي. و هر جا. و تنها با خويش. چرا كه «ميعاد» جاي ديدار تست با ديگري. اما «ميقات» زمان همان ديدار است و تنها با «خويشتن». و دانستم كه آن زنديق ديگر ميهنهاي يا بسطامي چه خوش گفت وقتي به آن زائر خانه خدا در دروازه نيشابور گفت كه كيسههاي پول را بگذار و به دور من طواف كن و برگرد. و ديدم كه سفر وسيله ديگري است براي خود را شناختن. اين كه «خود» را در آزمايشگاه اقليمهاي مختلف به ابزار واقعهها و برخوردها سنجيدن و حدودش را به دست آوردن كه چه تنگ است و چه حقير است و چه پوچ و هيچ.
و هر چه دقيقتر كه توانستم در خود نگريستم تا سپيده دميد. و ديدم كه تنها «خسي» است و به «ميقات» آمده است و نه «كسي» و به «ميعادي». و ديدم كه «وقت» ابديت است، يعني اقيانوس زمان. و «ميقات» در هر لحظهاي. و هر جا.
خسی در میقات/صفحه ی ۱۰۸/جلال آل احمد/
حدود یک ماه پیش بود که این کتاب رو خوندم و عجیب این قسمتش به دلم نشست.... مناسب تر از این متن چیزی ندیدم واسه ی حلالیت از دوستان.... ان شاالله امشب عازم دیار وحی هستم و نائب الزیاره...
[ سه شنبه شانزدهم اسفند 1390 ] [ 17:7 ] [ فائزه خراسانی ]
وطنم ای شکوه پابرجا
*** اثر انگشتمان یکی نیست اما تاثیر انگشتانمان یکی است....
*** امروز اولین رایم رو دادم.... [ جمعه دوازدهم اسفند 1390 ] [ 18:25 ] [ فائزه خراسانی ]
رهبرم قاطع سخن گفت و دلم را شاد کرد قاطعانه لرزه بر اردوگه بیداد کرد با توکل بر عنایت ها و الطاف خدا در نماز جمعه چون جدش علی فریاد کرد سرفرازم از خروش و اقتدار رهبرم قدرت پوشالی دشمن همه بر باد کرد گزیده ی سخنان مهم رهبری در خطبه های نمازجمعه : * اگر بتوانیم که در عمل جمعی و کار سیاسی و اجتماعی تقوا را در پیش بیگیریم توفیق الهی شامل حال ما خواهد شد. * انقلاب ما رژیم ضداسلام را از بین برد و رژیم مردم سالار را به جای آن نشاند. وابستگی که رژیم گرفتار آن بود را کنار گذاشت. تحقیر شدگی ملت ما را از بین برد و عزت تاریخی داد. * رتبه علمی 17 ایران در سطح دنیا یکی از این نقاط قوت به شمار می آید که مهم است. * باید اشکالات را پذیرفت و در جهت اصلاح آن برآمد. اگر«اشکالی به وجود می آید رهبری متواضعانه قبول کند.» * فریب لبخند دشمن و وعده های دروغ دشمن را نخوریم. * اظهاراتی که رئیس جمهور آمریکا کرد و نامه ای نوشت و جوابی که ما دادیم یک روزی در اختیار افکار عمومی جهان قرار خواهد گرفت. * کسالت و تنبلی یک کشور و ملت را تباه می کند. * اینکه گفتیم جهاداقتصادی یعنی باید فعالیت اقتصادی جهادی داشت. * از هرکس با اسرائیل مبارزه کند حمایت می کنیم و از اعلام این حمایت، ابایی نداریم. در جنگ 33 روزه و جنگ 22 روزه علیه اسرائیل، کمک کردیم * اینکه حاکم جزیره بحرین بگوید ایران دخالت می کند خلاف واقع است. ما اگر در بحرین دخالت می کردیم اوضاع جور دیگری می شد. * تهدید به جنگ به ضرر امریکا است. خود جنگ ده برابر به ضرر امریکاست. * انتخابات مصونیت بخش به کشور است. * هر چه حضور پررنگ تر باشد اعتبار بیشتر خواهد بود./ مشارکت مردم می تواند آینده کشور را تامین کند. * شورای نگهبان باید صلاحیت ها را احراز کند، منتهی توصیه بنده این بوده که سطح را آنقدر بالا نبرند که کسی نماند. * اینهایی که رد صلاحیت می شوند افراد بی صلاحیتی نیستند؛ اگر برای این کار[مجلس] صلاحیت ندارد ولی برای کارهای دیگر صلاحیت های گوناگون دیگری دارد. * مسئولان از توطئه دشمن در انتخابات غافل نشودند و کسانی که رای نمی آورند مواظب باشند کلاهی که بر سر رای نیاوردگان سال 88 رفت بر سر آنها نرود.
راهپیمایی فردا رو دریابین....
[ جمعه بیست و یکم بهمن 1390 ] [ 19:52 ] [ فائزه خراسانی ]
سامره امشب تماشایی شده
عیدتون مبارک [ چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390 ] [ 18:56 ] [ فائزه خراسانی ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||