تبليغاتX
دوستانه

دوستانه
لبیک یا خامنه ای 
قالب وبلاگ
گفتم : مادر ! گفت : جانم ♥
گفتم : درد دارم ! گفت : بجانم
گفتم : خسته ام ! گفت... : پریشانم
گفتم : گرسنه ام ! گفت : بخور از سهمِ نانم
گفتم : کجا بخوابم ! گفت : روی چشمانم

 

برای مادر........ واسه اینکه دیوارش از همه کوتاهتره!!
برای مادر........ بخاطر اینکه هیچوقت نگفت من همیشه گفت بچه هام...
برای مادر........ بخاطر اینکه همیشه از غمهامون شنید اما هیچوقت از غمهاش نگفت

برای مادر........ بخاطر اینکه از سلامتیش برای سلامتی بچه هاش همیشه گذشته
برای مادر........ بخاطر زندگی که همراه با شادی و امید و مهربونی بهمون میده
برای مادر....... چون هیچوقت خستگیشو به رخمون نمیکشه و ازش گلایه ای نمیکنه
برای مادر....... چون اگه خورشید نباشه میشه گذرون کرد اما بدون حضور مادر زندگی یه لحظه هم معنی نداره!!!!!!!!!!!!!!

مامان جونم امروز صبح یه دل سیر تو بغلت گریه کردم توی امن ترین جای دنیا...

از خدا میخوام هیچ وقت غم نداشته باشی حداقل من باعث غمت نباشم

 

خدایا همه چیزو ازم بگیر اما این نعمت رو ازم نگیر....

 

مامان جونم شاید هیچ وقت اینو نخونی شایدم بخونی نمیدونم ولی واسم دعا کن که اگه دعات نباشه منم نیستم...

 

مادرم... عشقم.... همه ی زندگیم....دوستت دارم

[ شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 ] [ 17:58 ] [ فائزه خراسانی ]
خدا را گفتم بیا جهان را قسمت کنیم:

آسمان برای من ابرهایش برای تو

دریا برای من موج هایش برای تو

ماه برای من خورشید برای تو

خدا خندید و گفت :

تو بندگی کن و انسان باش همه دنیا برای تو

من هم برای تو .....

[ پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1391 ] [ 17:35 ] [ فائزه خراسانی ]

نمازم را قضا کرده تماشا کردنت ای ماه

بماند بین ما این رازها بینی و بین الله!

من استغفار کردم از نگاه تو نمی دانم

اجابت می شود این توبه کردن های با اکراه

برای من نگاه تو فقط مانند آن لحظه است

همان لحظه که بیتی ناگهانی می رسد از راه

...و شاید من سر از کاخ عزیزی در می آوردم

اگر تشخیص می دادم چو یوسف راه را از چاه

 

 

سید حمیدرضا برقعی

[ جمعه یکم اردیبهشت 1391 ] [ 17:48 ] [ فائزه خراسانی ]
 

بغض هایت را برای خودت نگه دار، گاهی سبک نشوی سنگین تری ...

 

دلم خیلی گرفته....نمیدونم چرا!

 

[ دوشنبه بیست و یکم فروردین 1391 ] [ 18:0 ] [ فائزه خراسانی ]
حضرت حیدر به  نام  فاطمه  حساس  بود

                                                           

                                                          خلقت از روز ازل  مدیون  عطر  یاس  بود

 

ای که بستی ره به زهرا در میان کوچه ها

                                                        

                                                          گردنت را می شکست آنجا اگر عباس بود

 

[ دوشنبه چهاردهم فروردین 1391 ] [ 19:11 ] [ فائزه خراسانی ]

دستانم بوی گل می داد

مرا گرفتند

به جرم چیدن گل

به کویر تبعیدم کردند

و یک نفر نگفت

شاید گلی کاشته باشد......

سینا به منش

 

 

اینم از اولین پست سال ۹۱                                  

[ دوشنبه هفتم فروردین 1391 ] [ 10:41 ] [ فائزه خراسانی ]
چهار و نيم صبح مكه بوديم. ديشب هشت و نيم از مدينه راه افتاديم. ماشين يك اتوبوس بود كه سقفش را برداشته بودند. لباس احرام را از مدينه پوشيده بوديم. و مراسم مسجد و بعد سوار شدن و آمدن و آمدن. سقف آسمان بر سر و ستاره‌ها چه پايين، و آسمان عجب نزديك. و من هيچ شبي چنان بيدار نبوده‌ام و چنان هشيار به هيچي زير سقف آن آسمان و آن ابديت، هر چه شعر كه از برداشتم خواندم ـ به زمزمه‌اي براي خويش ـ و هر چه دقيق‌تر كه توانستم در خود نگريستم تا سپيده دميد. و ديدم كه تنها «خسي» است و به «ميقات» آمده است و نه «كسي» و به «ميعادي». و ديدم كه «وقت» ‌ابديت است، يعني اقيانوس زمان. و «ميقات» در هر لحظه‌اي. و هر جا. و تنها با خويش. چرا كه «ميعاد» جاي ديدار تست با ديگري. اما «ميقات» زمان همان ديدار است و تنها با «خويشتن». و دانستم كه آن زنديق ديگر ميهنه‌اي يا بسطامي چه خوش گفت وقتي به آن زائر خانه خدا در دروازه نيشابور گفت كه كيسه‌هاي پول را بگذار و به دور من طواف كن و برگرد. و ديدم كه سفر وسيله ديگري است براي خود را شناختن. اين كه «خود» را در آزمايشگاه اقليم‌هاي مختلف به ابزار واقعه‌ها و برخوردها سنجيدن و حدودش را به دست آوردن كه چه تنگ است و چه حقير است و چه پوچ و هيچ.

و هر چه دقيق‌تر كه توانستم در خود نگريستم تا سپيده دميد. و ديدم كه تنها «خسي» است و به «ميقات» آمده است و نه «كسي» و به «ميعادي». و ديدم كه «وقت» ‌ابديت است، يعني اقيانوس زمان. و «ميقات» در هر لحظه‌اي. و هر جا.

 

خسی در میقات/صفحه ی ۱۰۸/جلال آل احمد/

 

حدود یک ماه پیش بود که این کتاب رو خوندم و عجیب این قسمتش به دلم نشست....

مناسب تر از این متن چیزی ندیدم واسه ی حلالیت از دوستان....

ان شاالله امشب عازم دیار وحی هستم و نائب الزیاره...

 

[ سه شنبه شانزدهم اسفند 1390 ] [ 17:7 ] [ فائزه خراسانی ]

وطنم ای شکوه پابرجا
در دل التهاب دورانها

کشور روزهای دشوار

زخمی سربلند بحرانها

ایستادی بر جنگ رودررو

خنجر از پشت می زند دشمن

گویی از ما در نهان بر ما

وطنم پشت حیله را بشکن

رگت امروز تشنه عشق است

دل رنجیده خون نمی خواهد

دل تو تا ابد برای تپش

غیرعشق و جنون نمی خواهد

شرم بر من اگر حریم تو

پیش چشمان من شکسته شود

وای بر من اگر نبینم چشم

رو به رویای عشق بسته شود

از تب سرد موجهای خزر

تا خلیجی که فارس بوده و هست

می شود با تو دل به دریا زد

می شود با تو دل به دنیا بست

 

***

اثر انگشتمان یکی نیست اما تاثیر انگشتانمان یکی است....

 

***

امروز اولین رایم رو دادم....

[ جمعه دوازدهم اسفند 1390 ] [ 18:25 ] [ فائزه خراسانی ]

                                        رهبرم قاطع سخن گفت و دلم را شاد کرد

قاطعانه لرزه بر اردوگه بیداد کرد

با توکل بر عنایت ها و الطاف خدا

در نماز جمعه چون جدش علی فریاد کرد

سرفرازم از خروش و اقتدار رهبرم

قدرت پوشالی دشمن همه بر باد کرد

 گزیده ی سخنان مهم رهبری در خطبه های نمازجمعه :

* اگر بتوانیم که در عمل جمعی و کار سیاسی و اجتماعی تقوا را در پیش بیگیریم توفیق الهی شامل حال ما خواهد شد.

* انقلاب ما رژیم ضداسلام را از بین برد و رژیم مردم سالار را به جای آن نشاند. وابستگی که رژیم گرفتار آن بود را کنار گذاشت. تحقیر شدگی ملت ما را از بین برد و عزت تاریخی داد.

* رتبه علمی 17 ایران در سطح دنیا یکی از این نقاط قوت به شمار می آید که مهم است.

* باید اشکالات را پذیرفت و در جهت اصلاح آن برآمد. اگر«اشکالی به وجود می آید رهبری متواضعانه قبول کند.»

* فریب لبخند دشمن و وعده های دروغ دشمن را نخوریم.

* اظهاراتی که رئیس جمهور آمریکا کرد و نامه ای نوشت و جوابی که ما دادیم یک روزی در اختیار افکار عمومی جهان قرار خواهد گرفت.

* کسالت و تنبلی یک کشور و ملت را تباه می کند.

* اینکه گفتیم جهاداقتصادی یعنی باید فعالیت اقتصادی جهادی داشت.

* از هرکس با اسرائیل مبارزه کند حمایت می کنیم و از اعلام این حمایت، ابایی نداریم. در جنگ 33 روزه و جنگ 22 روزه علیه اسرائیل، کمک کردیم

* اینکه حاکم جزیره بحرین بگوید ایران دخالت می کند خلاف واقع است. ما اگر در بحرین دخالت می کردیم اوضاع جور دیگری می شد.

* تهدید به جنگ به ضرر امریکا است. خود جنگ ده برابر به ضرر امریکاست.

* انتخابات مصونیت بخش به کشور است.

* هر چه حضور پررنگ تر باشد اعتبار بیشتر خواهد بود./ مشارکت مردم می تواند آینده کشور را تامین کند.

* شورای نگهبان باید صلاحیت ها را احراز کند، منتهی توصیه بنده این بوده که سطح را آنقدر بالا نبرند که کسی نماند.

* اینهایی که رد صلاحیت می شوند افراد بی صلاحیتی نیستند؛ اگر برای این کار[مجلس] صلاحیت ندارد ولی برای کارهای دیگر صلاحیت های گوناگون دیگری دارد.

* مسئولان از توطئه دشمن در انتخابات غافل نشودند و کسانی که رای نمی آورند مواظب باشند کلاهی که بر سر رای نیاوردگان سال 88 رفت بر سر آنها نرود.

 

 

راهپیمایی فردا رو دریابین....

 

[ جمعه بیست و یکم بهمن 1390 ] [ 19:52 ] [ فائزه خراسانی ]

سامره امشب تماشایی شده
جنت گل هـای زهرایی شده
لحظه لحظه، دسته دسته از فلک
همچو باران از سمـا بارد ملک
می زنند از شوق دائم بال و پر
در حضـور حجت ثانـی عشر
ملک هستی در یم شادی گم است
بعثت است این، یا غدیر دوم است
یوسف زهرا بـه دست داورش
می نهد تاج امـامت بـر سرش
عید «جاء الحـق» مبارک بر همه
خاصـه بـر سـادات آل فاطمه
عید آدم عیـد خاتم آمده
عید مظلومـان عالم آمده
عید قسط و عید عدل و دادهاست
لحظه هـایش را مبـارک بادهاست
عیـد قرآن، عید عترت، عید دین
عیــد زهـرا و امیــرالمؤمنین
عیــد یــاران فداکار علی است
عید محسن، اولین یار علی است
عیــد فتـحِ «میثـم تمار»هاست
عید عمرو مالک و عمارهاست
عید مشتاقان سرمست حسین
عید ذبح کوچک دست حسین
عید باغ یاسمن های کبود
عید شادیِ بدن های کبود
عید سردار رشیـد علقمه
عید سقـای شهیـد علقمه
عید ثـارالله و هفتـاد و دو تن
عید سربازان بی غسل و کفن
عید هجــده آفتـاب نـوک نی
کرده نوک نی چهل معراج طی
عید طاهـا عید فرقان عید نور
عید قرص مـاه در خاک تنور
عید عزت عیـد مجد و افتخار
عید مردان بـــزرگ انتظـار
آی مهدی دوستـان! عید شمـاست
این شعاع حسن خورشید شماست
آنکـه باشـد عـدل و داد حیدرش
حـق نهـد تـاج امـامت بر سرش
وعده فیض حضور آید به گوش
مـژده روز ظهـور آیـد به گوش
تا کنـد محکـم اسـاس کعبه را
کعبـه پوشیـده لبـاس کعبــه را
می کشد چون شیر حق از دل خروش
می رســد از کعبــه آوایش بـه گوش
می برد از دل شکیب کعبه را
می کشد اول خطیب کعبه را
روی او آیینه روی خــداست
پشت او محکم به نیروی خداست
پیش رو خوبان عالم، لشکرش
پشت سر دست دعای مادرش
بـر سـرش عمـامه پیغمبر است
ذوالفقارش ذوالفقار حیدر است
پرچمش پیراهـن خـون خداست
نقش آن رخسار گلگون خداست
رشته هایش از رگ دل پاک تر
از گل پرپر شده صـدچاک تر
حنجـر او نینـوای زینبین
نعر? او «یا لثارات الحسین»
اشک چشمش خون هفتاد و دو تن
چهره: تصویـر حسین است و حسن
خیمـه اش آغـوش حی دادگر
مقدمش چشمِ قضا، دوش قدر
عدل از نـور جمـالش منجلی
پــایتختش کوفـه مـانند علی
آسمـان پروانـه ای دور سرش
خلق پندارند خود را در برش
آسمان چـون حلقه در انگشت او
ملک امکان قبضه ای در مشت او
فـرش راه لشکـرش بــال ملک
جــای سم مـرکبش دوش فلک
مکـه را بستانـد از نـا اهل هــا
بشکند پیشانـی از بوجهل هــا
شیعه گردد حکمران در آب و گل
کــوری این بازهـای کــور دل
عیــد موسا و عصا و اژدهاست
عید مرگ فرق? باب و بهاست
ای امـام عصـر عاشورائیـان
ای امیــد آخـر زهرائیــان
ای به عهد مهدویت مهـد مـا
ای نفس هایت دعای عهد ما
عمر ما بی تو بـه سـر آمـد بسی
ای پنـاه شیعـه تـا کی بیکسی
تـو بـه ما بینایی و ما از تو کور
تو به ما نزدیکی و ما از تو دور
ای ز چشـم مـا به ما نزدیک تر
تـا دل دشمـن شـود تاریک تر
چند میثم با تو نزدیک از تو دور؟
سیـدی مـولایی عجـل لظهـور
***استاد حاج غلامرضا سازگار***

 

 

 

 

 

عیدتون مبارک

[ چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390 ] [ 18:56 ] [ فائزه خراسانی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

وقتی چترت خداست بگذار ابر سرنوشت هرچه میخواهد ببارد
لحظه هایت آرام...