








|
دوستانه لبیک یا خامنه ای
| ||
|
الهی!
شکرت که فهمیدم که نفهمیدم.....
بسم رب الشهدا....
۴۰ روز گذشت اما کی فهمید توی این ۴۰ روز چی به زینب گدشت...... اربعین حسینی تسلیت .....
التماس دعا
یا علی [ شنبه بیست و چهارم دی 1390 ] [ 17:43 ] [ فائزه خراسانی ]
بسم رب الشهدا
سلام رفقا..... چند وقتی نبودم یعنی خوب یه سری گرفتاریا نمیذاشت که باشم..... چند وقت پیش یه ایمیل واسم اومد که گفتم شاید خوندنش واسه شما هم خالی از لطف نباشه... راستی زمستونتونم مبارک!
التماس دعا.... یا علی
فرض کنيد : روزی به شما اين امکان رو ميدن که يک رئيس واسه دنيا انتخاب کنين که قادر باشه به بهترين نحو ممکن دنيا رو رهبري و صلح و ترقي و خوشبختي رو براي بشريت به ارمغان بياره ... سه نفر براي اين کار نامزد شدند و شما بگين بين اين سه داوطلب کدوم رو انتخاب ميکنين؟! ولي اولش به يه سوال جواب بدين و بعدش ميريم سراغ انتخابمون ، باشه ؟! فکر کنين شما يه مشاور و مدد کار اجتماعي بسيار کار آمدي هستين و يک روز تو دفتر اون هشت تا فرزند داره و از اين فرزندان سه تاشون ناشنوا ، دو تاشون کور و يکي از ضمنا خود اين خانوم هم به بيماري مهلکي دچار هست ... اون از شما مشورت ميخواد که سقط جنين بکنه يا نه ؟! شما با تجاربي که دارين و صرف نظر از اعتقادات مذهبي و یا عرفی ، براي اين خانوم حامله چه به نظر شما اون باید اون بچه رو سقط بکنه يا خير؟!! پس الان شد دو تا سوال : يه رهبر واسه دنيا و حل مشکل اين خانوم حامله ! گفتيم که سه تا نامزد براي رياست دنيا داريم...
آقاي شماره يک: با سياستمدارهاي بدنام ورشوه خوار کار ميکنه به زنش خيانت ميکنه و روزي ده ليوان هم مشروبات الکلي صرف ميکنه...!!!
آقاي شماره دو: از محلهاي کار قبليش اخراج شده و تا 12 ظهر ميخوابه ... در دوران مدرسه چند بار رفوزه شده ، تحصيلات آنچناني هم نداره... روزي يه بطري مشروب ميخوره و چاق و بي تحرک هست...
و اما آقاي شماره سه : دولت کشورش بهش مدال شجاعت داده. گياه خوار و داراي سلامت کامل هست و اهل سيگار و مشروب هم نيست و هيچگونه سابقه بدي هم تا بحال نداشته... بــــــــــــــــــــه چــــــــــــــــــــــــــه کســــــــــــــــي راي ميدهـــــــــــــــــــــــيد؟؟!! . . . . . . . آقاي شماره دو : وينستون چرچيل ! آقاي شماره سه : آدولف هيتلر ! راستي اون خانوم حامله رو داشت يادمون ميرفت...؟! اگه به اون خانوم پيشنهاد سقط جنين دادين ميدونين اون جنين کي بود که شما پيشنهاد کشتنش رو دادين؟! لودويک فان بتهوون نابغه موسیقی ...!!! چه درسي گرفتيم؟؟ پيش داوري ، يعني کاري که همه ما ميکنيم از بزرگترين اشتباهات بشريت است ... [ سه شنبه ششم دی 1390 ] [ 12:7 ] [ فائزه خراسانی ]
حسین و اشک
چه غریبانه با هم عجین شده اید......... [ جمعه یازدهم آذر 1390 ] [ 18:50 ] [ فائزه خراسانی ]
بسم رب الشهدا
سلام رفقا...... 1 آذر 90 برام روز خوبی بود خیلی خوب....
آخه عمه شدم..........
مریم کوچولومون به دنیا اومد
ان شالله که خدا واسه ی پدر مادرش نگهش داره.......
عمه جون ،مریم عزیزم دوست دارم
التماس دعا یا علی... [ پنجشنبه سوم آذر 1390 ] [ 8:50 ] [ فائزه خراسانی ]
غدیر مولایمان را چگونه تبلیغ کنیم؟ راهکار های پیشنهادی زیر اندکی از راهکارهای فراوان تبلیغ برای مظلوم ترین امیر تاریخ است: 1. یک دانش آموز می تواند با تزئین کلاس مدرسه اش مبلغ غدیر باشد. 2. یک دانش آموز می تواند با توزیع یک پاکت شکلات مبلغ غدیر باشد. 3. یک امام جماعت مسجد می تواند با صحبت پیرامون غدیر مبلغ غدیر باشد. 4. یک راننده تاکسی می تواند با پذیرایی شکلات در ماشینش مبلغ غدیر باشد. 5. یک مادر می تواند با آماده کردن بهترین لباس های فرزندانش در غدیر مبلغ غدیر باشد. 6. یک مادر می تواندبا پخش سرودهای شاد در ایام غدیر مبلغ غدیر باشد. 7. یک مادر می تواند با گذشتن از خطاهای فرزندش به مناسبت غدیر مبلغ غدیر باشد. 8. یک مادر بزرگ می تواند با گفتن قصه های غدیری برای نوه هایش مبلغ غدیر باشد. 9. یک پدر می تواند با خرید لباس نو برای خانواده اش مبلغ غدیر باشد. 10. یک پدر می تواند با تهیه هدیه برای فرزندانش مبلغ غدیر باشد. 11.یک پدریزرگ می تواند با ارسال پیام برای نوه هایش مبلغ غدیر باشد. 12.یک دانشجو می تواند با هدیه کتاب و سی دی مرتبط با غدیر به اساتید و دوستانش مبلغ غدیر باشد. 13.یک پیرزن می تواند با دادن نذری در ایام غدیر مبلغ غدیر باشد. 14.یک کاسب می تواند با تخفیف ویژه در ایام غدیر مبلغ غدیر باشد. 15.یک مدیر مدرسه می تواند با مسابقه تزئینات بین کلاس ها مبلغ غدیر باشد. 16.یک معلم می تواند با برگزاری مسابقات مرتبط با غدیر در کلاسش مبلغ غدیر باشد. 17.یک دانش آموز می تواند با آماده کردن دکلمه و قرائت در مجالس مبلغ غدیر باشد. 18.یک استاد دانشگاه می تواند با اختصاص دادن بخشی از کلاسش به غدیر مبلغ غدیر باشد. 19.یک جوان می تواند با ایجاد ایستگاه صلواتی مبلغ غدیر باشد. 20.یک خانواده می تواند با دیدار از اقوام و سادات مبلغ غدیر باشد. 21.یک فرد می تواند با یک لبخند و شادباش غدیر مبلغ غدیر باشد. 22.یک فرد می تواند با تزئین ماشین خود در ایام غدیر مبلغ غدیر باشد. 23.یک فرد می تواند با تزئین درب منزل یا آپارتمان خود مبلغ غدیر باشد. 24.یک فرد می تواند با عیدی روز غدیر به رفتگر محله اش مبلغ غدیر باشد. 25.یک فرد می تواند با ترویج فرهنگ عیدی دادن میان اقوام مبلغ غدیر باشد. 26.یک فرد می تواند با خواندن خطبه برادری میان دوستانش مبلغ غدیر باشد. 27.یک فرد می تواند با تهیه و گردآوری جدول با موضوع غدیر مبلغ غدیر باشد. 28.یک فرد می تواند با پخش یک جعبه شیرینی میان همسایه ها مبلغ غدیر باشد. 29.یک فرد می تواند با طراحی کارت پستال با موضوع غدیر و پیام آن مبلغ غدیر باشد. 30.یک فرد می تواند با تهیه چند عدد فتوکپی از این برگه مبلغ غدیر باشد.(البته من این یه مورد را با نوشتن توی وبلاگم عوض کردم.) [ یکشنبه بیست و دوم آبان 1390 ] [ 8:18 ] [ فائزه خراسانی ]
الهی
هر چه بیشتر دانستم نادان تر شدم بر نادانیم بیفزا .......
بسم رب الشهدا سلام رفقا..... عرفه تون قبول حق تعالی
من که امسال به لطف آزمایشگاه شیمی به عرفه نرسیدم........ اما حداقل یه چیزو فهمیدم..... کاروان کربلا راه افتاد و همین اول کاری دارم جا میمونم باید حواسمو بیشتر جمع کنم.....
التماس دعا ..... یا علی
ضمیمه ۱ : امروز یهو دلم الهی نامه خواست
ضمیمه ۲: فردا عیده عیدتون مبارک
ضمیمه ۳: امان از تقوایی که با یک تق وا می رود.... امان [ یکشنبه پانزدهم آبان 1390 ] [ 17:53 ] [ فائزه خراسانی ]
ارزش واقعی انسان به چیست؟ این کلام از جناب علامه نقل به مضمون است علامه محمد تقی جعفری (رحمه الله علیه) می گفتند: عده ای از جامعه شناسان برتر دنیا در دانمارک جمع شده بودند تا پیرامون موضوع مهمی به بحث و تبادل نظر بپردازند. موضع این بود: «ارزش واقعی انسان به چیست». برای سنجش ارزش خیلی از موجودات، معیار خاصی داریم. مثلا معیار ارزش طلا به وزن و عیار آن است. معیار ارزش بنزین به مقدار و کیفیت آن است. معیار ارزش پول پشتوانه ی آن است. اما معیار ارزش انسانها در چیست. هر کدام از جامعه شناسان صحبتهایی داشتند و معیارهای خاصی را ارائه دادند. بعد وقتی نوبت به بنده رسید گفتم : اگر میخواهید بدانید یک انسان چقدر ارزش دارد ببینید به چه چیزی علاقه دارد و به چه چیزی عشق میورزد. کسی که عشقش یک آپارتمان دو طبقه است در واقع ارزشش به مقدار همان آپارتمان است. کسی که عشقش ماشینش است ارزشش به همان میزان است. اما کسی که عشقش خدای متعال است ارزشش به اندازه ی خداست. علامه فرمودند: من این مطلب را گفتم و پایین آمدم. وقتی جامعه شناسان صحبتهای مرا شنیدند برای چند دقیقه روی پای خود ایستادند و کف زدند. وقتی تشویق آنها تمام شد من دوباره بلند شدم و گفتم: عزیزان! این کلام از من نبود. بلکه از شخصی به نام علی (علیه السلام) است. آن حضرت در نهج البلاغه میفرمایند: «قِیمَةُ کُلِّ امْرِئٍ مَا یُحْسِنُهُ» / «ارزش هر انسانی به اندازهی چیزی است که دوست میدارد». وقتی این کلام را گفتم دوباره به نشانه ی احترام به وجود مقدس امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) از جا بلند شدند و چند بار نام آن حضرت را بر زبان جاری کردند . . . حضرت علامه در ادامه می گفتند: عشق حلال به این است که انسان (مثلا) عاشق 50 میلیون تومان پول باشد. حال اگر به انسان بگویند: «آی!!! پنجاه میلیونی!!!» . چقدر بدش میآید؟ در واقع میفهمد که این حرف توهین در حق اوست. حالا که تکلیف عشق حلال اما دنیوی معلوم شد ببینید اگر کسی عشق به گناه و معصیت داشته باشد چقدر پست و بی ارزش است! اینجاست که ارزش و مفهوم «ثار الله» معلوم میشود. ثار الله اضافه ی تشریفی است . خونی که در واقع آنقدر شرافت و ارزش پیدا کرده که فقط با معیارهای الهی قابل ارزش گذاری است و ارزش آن به اندازه ی خدای متعال است.
بسم رب الشهدا سلام رفقا... حواستون هست؟ یک ماهه دیگه مونده به محرم حداقل این یه ماه حواسمونو جمع کنیم ....کل سال رو که یادمون رفت این یک ماه رو دریابیم.... حسین نشه واسمون ۱۰ روز اول محرم........ بیشتر از همه با خودمم..... السلام علی الحسین
التماس دعا یا علی...
[ چهارشنبه چهارم آبان 1390 ] [ 18:6 ] [ فائزه خراسانی ]
من در ابتدا خداوند را یک ناظر ؛ مانند یک رئیس یا یک قاضی میدانستم که دنبال شناسائی خطاها ئی است که من انجام داده ام و بدین طریق خداوند میداند وقتی که من مردم ؛ شایسته بهشت هستم و یا مستحق جهنم ...! از میانبرهای هیجان انگیز و از بالای کوهها و از میان صخره ها و با سرعت بسیار زیاد حرکت کند و به من پیوسته می گفت : « تو فقط پا بزن ». او فقط خندید و جواب نداد و من کم کم به او اطمینان کردم !
بسم رب الشهدا سلام رفقا.... خوبین؟؟؟چه خبرا؟
من که دو تا خبر دارم: ۱.دانشگاه یه مسابقه ای برگزار میکنه و برنده ها رو میبره کربلا.منم رفتم ثبت نام..... فکر کنم بدونین چی میخوام ازتون:دعا دعا کنین بزرگترین آرزوی زندگیم برآورده بشه ۲.امروز رفتم امتحان رانندگی دادم.............. قبول شدممممممممممممم (محض اطلاع بعضیا دفعه اولم بود
التماس دعا یا علی [ پنجشنبه بیست و یکم مهر 1390 ] [ 16:37 ] [ فائزه خراسانی ]
بسم رب الشهدا
سلام رفقا.... خوبین؟؟؟؟ عیدتون مبارک تولدم مبارک(البته به قمری!!!) دلم هوایی شده واسه خیلی چیزا............. التماس دعا یا علی *** دنیا بیستون است اما فرهاد ندارد و آن تیشه هزاران سال است که در شکاف کوه افتاده است. مردم می آیند و می روند اما کسی سراغ آن تیشه را نمی گیرد دیگر کسی نقشی بر این سینه ی سخت و ستبر نمی کند. دنیا بیستون است و روی هر ستون عفریت فرهاد کش نشسته است هرروز پایین می آید و در گوشت نجوا می کند که شیرین دوستت ندارد و جهان تلخ می شود تو اما باور نکن عفریت فرهاد کش دروغ می گوید زیرا که تا عشق هست شیرین هست عشق اما گاهی سخت می شود آن قدر سخت که تنها تیشه از پس آن بر می آید روی این بیستون ناساز و ناهموار گاهی تنها با تیشه می توان ردی از عشق گذاشت و گرنه هیچ کس باور نمی کند که این بیستون فرهادی داشت ***
ما فرهادیم و دیگران به ما می خندند ما فرهادیم و می خواهیم بر صخره های این دنیا جویی از شیر و جویی از عسل بکشیم از ملکوت تا مغاک عشق شیر و عشق ، شکر عشق قند و عشق ، عسل شیر و شکر و قند و عسل ِ عشق نه در دست شیرین که در دستان خسرو است .خسرو ما اما خداوند است. ما به عشق این خسرو است که در بیستون مانده ایم ما به عشق این خسرو است که تیشه به ریشه ی هرچه سنگ و صخره می زنیم ما به عشق این خسرو .... وگرنه شیرین بهانه است. *** ما می رقصیم و بیستون می رقصد ما میخندیم و بیستون میخندد بگذار دیگران هم به ما بخندند
آنها که نمی دانند خسرو ما چقدر شیرین است.......
(من هشتمین آن هفت نفرم/عرفان نظرآهاری)
[ جمعه پانزدهم مهر 1390 ] [ 17:44 ] [ فائزه خراسانی ]
بسم رب الشهدا
سلام رفقا.... چقدر خدا جونم خوبه آخه؟ انگاری قسمت شده تولد خانم پیششون باشیم قسمت شده یه سر بریم جمکران خونه تکونی دل چند وقت پیش دلم خیلی هوای جمکران رو کرد آخه یه بار بیشتر نرفتم ولی همون یه بار انگار..... خلاصه که خدا جونم دوباره این بنده ی روسیاه رو شرمنده کرد و لطف بی نهایتشو شامل حالم کرد.
تو پرانتز بگم که با دانشگاه میرم به قول مرصاد عزیزم : بذار پات برسه به دانشگاه!!!! خوب به من چه گفتن اولویت با صفری هاست ما هم تو هوا زدیم دیگه !(فکر کنم تعارف اصفهانی زدن ولی در هر صورت ما گرفتیم! نمیدونم حکمتش چیه دم رفتنی تو این گرما من سرما خوردم؟! علی الحساب که جایی دیده نمیشه از بس که اشک از چشمای ما میاد! خلاصه که دوباره ما رو حلال بفرمایین اگه زحمتی نیست جمعه بعد از ظهر ان شا الله میرسیم خدمتتون
راستی عیدتونم مبارک...
التماس دعا یا علی
[ چهارشنبه ششم مهر 1390 ] [ 9:19 ] [ فائزه خراسانی ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||